آنکه پشت در نشسته از همه عاشق تر است
Sitting in the back of all love is more
قصه ی عشق ماه وستاره
آسمان خسته از صدای زمین ******از من وتوبهانه میخواست
عشق ماه وستاره رسوا بود******قصه ی ما ترانه ی میخواست
کهکشان از من وهزاران من******لحظه هر لحظه نور باران بود
چشم تو در کمال خونسردی******پشت ابر قرار پنهان بود
عشوه های لطیف مهتابی ******سوسویم را به شعله مهمان کرد
چشمک بی اراده ام در باد ******عشق ما را چقدر آسان کرد
راه ما تا نوازش ورویا*******نیمه راه غریب شیری بود
جاده در انتظار یک فرصت******برطش ناکی زمان افزود
در نخستین شب زمستانی *******برف یلدا کنارما بارید
این شب بی نهایت وحشی*******از میان من و تو می تابید
ماه درباد گونه در ترید********تن من درهلال تو غلتید
من ستاره وتو ماهکی در خواب******بو سه هایم به دامنت لغزید
در نخستین شب زمستانی******برف یلدا کنار ما می تابید
شعر از فرزاد حسنی
در شب یلدا البته ۳ سال پیش
| Design By : Night Melody |
