آنکه پشت در نشسته از همه عاشق تر است

Sitting in the back of all love is more

قصه ی عشق ماه وستاره

 

آسمان خسته از صدای زمین ******از من وتوبهانه میخواست

عشق ماه وستاره رسوا بود******قصه ی ما ترانه ی میخواست

کهکشان از من وهزاران من******لحظه هر لحظه نور باران بود

چشم تو در کمال خونسردی******پشت ابر قرار پنهان بود

عشوه های لطیف مهتابی ******سوسویم را به شعله مهمان کرد

چشمک بی اراده ام در باد ******عشق ما را چقدر آسان کرد

راه ما تا  نوازش ورویا*******نیمه راه غریب شیری بود

جاده در انتظار یک فرصت******برطش ناکی زمان افزود

در نخستین شب زمستانی *******برف یلدا کنارما بارید

این شب بی نهایت وحشی*******از میان من و تو می تابید

ماه درباد گونه در ترید********تن من درهلال تو  غلتید

من ستاره وتو ماهکی در خواب******بو سه هایم به دامنت لغزید

در نخستین شب زمستانی******برف یلدا کنار ما می تابید

 

    شعر از فرزاد حسنی در شب  یلدا البته ۳ سال پیش                      

 

نوشته شده در جمعه یکم دی ۱۳۸۵ساعت 22:58 توسط int main| |

Design By : Night Melody