آنکه پشت در نشسته از همه عاشق تر است

Sitting in the back of all love is more

G# F# E - E F# F# (x2) :Intro
G#m F# E F# G#m (x2) and

E ............................ F# ........ G#m
يه پنجره با يه قفس يه حنجره بي هم نفس
G#m F# B .................... F#...............
سهم من از بودن تو يه خاطرست همينو بس
E ........................ F#................
تو اين مثلث غريب ستاره ها رو خط زدم
G#m.F#.B ............. F#..................
دارم به آخر ميرسم از اونور شب اومدم

G#m F# E G#m - G#m F# E G#m (2) :solo

E . B ........... F# C#m ........... G#m
يه شب که مثل مرثيه خيمه زده رو باورم
G#m F# B ........ F# ........................ E
ميخوام تو اين سکوت تلخ صداتو از ياد ببرم
E . B .............. F# C#m ....... G#m
بذار که کوله بارمو رو شونه شب بذارم
G#m F# B ............... F# ............... E
بايد که از اينجا برم فرصت موندن ندارم
[
down stroke]
G#m . F# ........ E...... G#m F#.G#m
داغ ترانه تو نگام ---- شوق رسيدن تو تنم
[down stroke]
G#m F# .. E.........G#m F# .... G#m
تو حجم سرد اين قفس ---- منتظر پر زدنم
E ................ F# ....... G#m
من از تبار غربتم از آرزوهاي مهال
G#m F# .. B ........... F# ............... E
قصه ما تموم شده با يه علامت سوال

 

نوشته شده در جمعه سی ام مهر ۱۳۸۹ساعت 22:20 توسط int main| |

عکس جدید از گوگوش

عکس قدمی گوگوش

اکورد: ۲ پنجره از گوگوش

F........Eb...........................................................Gm

توی یک دیوار سنگی ..................... دو تا پنجره اسیرن

Gm......F.............Cm..................................Eb.......................

دو تا خسته دو تا تنها......................یکی شون تو یکی شون من

F............Eb................................................................

دیوار از سنگ سیاهه.....................سنگ سرد و سخت خارا

Gm.........Cm.................................Eb........................

زده قفل بی صدایی ........................ به لبای خسته ما

Cm....................................Gm...................Cm

نمی تونیم که بجنبیم .......................زیر سنگینی دیوار

Gm.........Eb.......................................Gm........................

همه عشق من و تو........................قصه هست قصه دیدار

Gm....D...Cm..............................Eb..............F

آها ها آ ها ها.............................آ ها ها ها

Eb.......................................................................

همیشه فاصله بوده.........................بین دستای من و تو

Gm.....F...........Cm...........................Eb...........................F

با همین تلخی گذشته......................شب و روزای من و تو

Eb................................................................

راه دوری بین ما نیست..................اما باز اینم زیاده

Gm.....F......Cm............................Eb....................F

تنها پیوند من و تو........................دست مهربونه باده

Cm...........................................Gm..................Cm

ما باید اسیر بمونیم......................زنده هستیم تا اسیریم

Gm..........Eb................................Gm..........................

واسه ما رهایی مرگه..................تا رها بشیم می میریم

Gm....D...Cm.............................Eb................F

آها ها آ ها ها.............................آ ها ها ها

Gm..........Eb................Gm

کاشکی این دیوار خراب شه

Gm.........Eb.............

من و تو با هم بمیریم

Gm.........D................................F.......Cm..............

توی یک دنیای دیگه...................دستای همو بگیریم

Gm...........Eb..........................Gm........Eb............

شاید اونجا توی دلها..................درد بی زاری نباشه

Gm.........D............F...................Cm.....................

میون پنجره هاشون..................دیگه دیواری نباشه

کاشکی این ...

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۸۹ساعت 17:40 توسط int main| |

 

امروز رفته بودم دانشگاه. برگشتني با دوستم علي جون  منتظر اتوبو س شرکت واحد بوديم که بريم ترمينال که  يه  مهندس رشته عمران که ماشينش سوزوکي بود ما رو سوار کرد بعد در مورد دوران دانشجويي خودش در سال 1370 بود ميگفت  وگفت  ليسانس پرستاري  هم دارم ولي  امدم رشته عمران  هم خوندم

و بعد رسيديم   به ترمينال   سوار اتوبوس تهران شديم  اکثر دانشجوها ترم اولي بودنند و  کارشناسي الکترونيک مي خوندند بچه هاي خوبي بودنند  خيلي خوش گذشت و به من وبقيه گير دادند که برقصيد به جزء  دخترا البته راننده عصباني شد

خيلي خوش گذشت اخرش يکي از  پسره  به من گفت شما کارشناسي ارشد ميخواني من هم با علي جون  خنديديم  تو راه کلي شعر خونديدم از يه توپ دارم يه قلقلي تا اي ايران يکي از بچه ها گفت سياسي نکنيد قضيه رو  خيلي بچه هاي  باحالي بودند بعد با علي جون در مورد ترم هاي که گذشته حرف ميزديم امروز کلي خوب بود و يه خاطره شد همين ..............

 

نوشته شده در سه شنبه بیستم مهر ۱۳۸۹ساعت 23:16 توسط int main| |

اين محاله اين فقط يه اشتباه    عشق من پاکه مثل فرشته هاست

اين محاله اين فقط يه اشتباه    عشق من پاکه مثل فرشته هاست

عشق من اهل زمين نيست ميدونم    عشق من هديه از سوي خداست

عشق من بگو که اشتباه شده     بگو اون تو نيستي با يکي ديگه     تو که اهل بي وفايي نبودي  بگو که چشمام داره دورغ ميگه بگو که چشمام داره دورغ ميگه

اين محاله من باور ندارم    مگه ميشه تو باشي نميشه نميشه

من دارم از غصه ديونه ميشم همه ي وجود من پر از غم بگواون  تو اون نيستي با يکي ديگه  بخدا اين نفس اخرمه  اي يار اي يار اي يار

اين محاله اين فقط يه اشتباه         عشق من پاکه مثل فرشته هاست

عشق من اهل زمين نيست  ميدونم     عشق من هديه از سوي خداست

عشق من بگو که اشتباه شده بگو اون تو نيستي با يکي ديگه     توکه اهل بي وفاي نبودي بگو که چشمام داره  دروغ ميگه    اين محاله  من که  باور ندارم    مگه ميشه تو باشي نميشه  

نوشته شده در سه شنبه بیستم مهر ۱۳۸۹ساعت 23:14 توسط int main| |

 

 

فارس سینما-دقایقی کوتاه با حمید گودرزی و همسرش که در این گفتگو از حمید گودرزی در مورد فعالیت های جدیدش سوال می شود و از همسرش در مورد زندگی با حمید گودرزی سوال پرسیده خواهد شد.
آقای گودرزی مطمئنا از همسر شما در مطبوعات کمتر مصاحبه شده ,دلیل آن چی بوده است؟

حمید گودرزی:خوب همسر بنده فعالیت هنری ندارد,در ضمن از همسر من در برخی از مطبوعات مصاحبه شده ولی خوب دلیل اصلی آن این است که زیاد به فعالیت های هنری و بازیگری علاقه ندارد.

اگر به همسرتون پیشنهاد بازیگری شود شما قبول می کنید که ایشون هم فیلم بازی کند؟

اگر نقش مقابلش من باشم, آره قبول می کنم(باخنده).ولی در کل زیاد مایل نیستم همسرم در عرصه بازیگری دیده شود.

خانم گودرزی نظر خودتون چی هستش,آیا بازی در فیلمی را قبول می کنید؟

خانم گودرزی:بازیگری خیلی مشکل هستش,من بارها دیدم که حمید در خانه چندبار نقش خود را در فیلم جدیدش تمرین می کند,از این رو فکر می کنم من چنین پشتکاری نداشته باشم وحتی استعداد بازیگری را در خودم نمی بینم به خاطر همین زیاد با بازیگری موافق نیستم.

آیا زندگی با حمید گودرزی بازیگر سینما و تلویزیون سخت است؟

خانم گودرزی:خوب شاید در اوایل زندگی با یک هنرمند سخت باشد,چون یک بازیگر طرفداران زیادی دارد از این رو نباید زیاد حساسیت نشان داد,من زندگی با حمید را فقط به خاطر علاقه شروع کردم نه به خاطر بازیگری و هنر.

حمید گودرزی در زندگی خوش اخلاق است یا نه؟

خانم گودرزی:حمید خیلی پسر با ایمان و با اخلاقی هستش,حمید همیشه راستگو بوده که واقعا بنای زندگی ما راستگویی بین من و حمید هستش.

آقای گودرزی در حال حاضر مشغول بازی در چه فیلمی هستید؟

حمید گودرزی:فعلا فیلم داماد خجالتی و خیابان بیست و چهارم را در نوبت اکران دارم و همچنین سریال قلب یخی که ویژه نمایش خانگی است. و مدتی استراحت خواهم کرد تا بعد هرچه خدا بخواهد.

آیا دیگر حضوری در تلویزیون نخواهید داشت؟

حمید گودرزی:نه اگر پیشنهاد خوبی برای بازی در سریال تلویزیونی به من بشود حتما بازی خواهم کرد.


   



 --------------------------------------------------------------------------
اینم نامه ی جالب دخترک به پدرش

 

نوشته شده در شنبه هفدهم مهر ۱۳۸۹ساعت 15:44 توسط int main| |

دیگه چی میخواین…؟ از این بهترم میشه مگه؟ شادمهر آهنگسازی کنه و ابی بخونه… فکر کن!

              

ریتم: اسلو راک

F# D#m Bb

منو حالا نوازش کن که این فرصت نره از دست

Bb D#m G#m B

شاید این آخرین باره که این احساس زیبا هست

F# D#m

منو حالا نوازش کن همین حالا که تب کردم

Bb D#m G#m B

اگه لمسم کنی شاید به دنیای تو برگردم

Bb B G#m

هنوزم میشه عاشق موند تو باشی کار سختی نیست

Bb F G#m F#

بدون مرز با من باش اگرچه دیگه وقتی نیست

Bb B G#m

نبینم این دم ِرفتن تو چشمات غصه میشینه

Bb F G#m F#

همه اشکاتو میبوسم میدونم قسمتم اینه

F# D#m Bb

تو از چشمای من خوندی که از این زندگی خستم

Bb D#m G#m B

کنارت، اونقدر آرومم،که از مرگ هم نمیترسم

F# D#m Bb

تنم سرده ولی انگار ،تو دستای تو آتیشه

Bb D#m G#m B

خودت پلکامو میبندی و این قصه تموم میشه

Bb B G#m

هنوزم میشه عاشق موند تو باشی کار سختی نیست

Bb F G#m F#

بدون مرز با من باش اگرچه دیگه وقتی نیست

Bb B G#m

نبینم این دم ِرفتن تو چشمات غصه میشینه

Bb F G#m F#

همه اشکاتو میبوسم میدونم قسمتم اینه

نوشته شده در جمعه شانزدهم مهر ۱۳۸۹ساعت 15:52 توسط int main| |

پرچم ایران

این بازی چند بار چند میشه ؟

برد ایران

مساوی

برد برزیل

برد برزیل ۱

برد بیش ۱ گل

نظر خود را برای ما بگزارید        

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مهر ۱۳۸۹ساعت 19:19 توسط int main| |

هر جا چراغی روشنه از ترس تنها بودن             ای ترس تنهائی من اینجا چراغی روشنه

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مهر ۱۳۸۹ساعت 11:39 توسط int main| |

جاهای خالی را با اعداد مناسب پر کنید:

۱۰ , ۲۰ , … , ۱۵ , ۱۰۰۰ , … , ۱۶

عجله نکنید! کمی فکر کنید، سوال زیاد مشکلی نیست

ولی اگر قادر به حل این سوال باشید نشان فعالیت خوب سمت راست مغز شماست.

…

…

…

…

…

…

…

…

…

…

...

…

…

پاسخ تست:

۱۰,۲۰,۳,۱۵,۱۰۰۰,۶۰,۱۶

ده، بیس، سه، پونزه، هزار و شصت و شونزه

هر کی می گه شونزه نیس، هفده، هجده، نوزده، بیس!

یاد قدیما به خیر که این شعر را می خوندیم و بازی می کردیم!!

در آخر یکی از عجایب ریاضی رو براتون میذارم

دو عدد ۱۳۸۳۷ و ۷۳ را در هم ضرب کنید و نتیجه را در سن خودتان ضرب کنید.

یعنی اگر سن شما ۲۳ است:

۱۳۸۳۷ و ۷۳ و ۲۲ را در هم ضرب کنید.

نتیجه جالب است. می توانید از ماشین حساب ویندوز استفاده کنید
. 

نتایج جوابشو نظر بدهید دوستان گلم منتظر جواب هستم

نوشته شده در دوشنبه پنجم مهر ۱۳۸۹ساعت 1:16 توسط int main| |

به خانه ارواح اعتقاد دارید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


امروز می خوام با یکی از این خونه ها اشناتون کنم
روستایی در نزدیکیه بندر انزلی به اسم(هفت دغنان) که شامل 2قسمته در قسمت غرب جنگلی بسیار زیبا و فوق العاده که واقعا محشره ولی برای تاریکی شب اصلا جای مناسبی نیست .جنگلی که تو شب به گفته شاهدان عینی سرو صداهای زیادی از توی این جنگل شنیده میشه.

و در قسمت شرقی روستای هفت دغنان که به محض ورود متوجه میشید که تنفس مقداری سخت میشه و هوا سنگین میشه حالا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟
در قسمت بیرونی این روستا خونه ای متروکه وجود داره که میگن هر کس 1 شب رو تا صبح توش بتونه طاقت بیاره ارواح اون شخص رو ثروتمند میکنن. مردم اونجا جرات نزدیک شدن به این محل رو ندارند.
اولین بار سال1365یعنی24 سال پیش 4 پسر دانشجو سعی میکنن شهامتشون رو محک بزنن ویک شب اونجا بمونن 2نفر همون سر شب فرار میکنن واما 2نفر دیگه 1نفر دیوانه شد ودیگری سکته و در جا میمیره البته 2نفری که فرار کردن هم حال خوشی ندارن با این مرگ و با این داستان تلخ در اون خونه پلمپ شد

ولی این پایان نیست


4سال بعد این بار 3 دختر دانشجو که سعی داشتن به بقیه ثابت کنن از هیچ چیز نمی ترسن تصمیم گرفتن از پشت خونه و مخفیانه وارد خونه بشن که این بار حادثه ای وحشتناک در انتظار بود 2روز بعد دختری رو در300 متری اون خونه تو جنگل پیدا میکنن که داخل درخت پنهان شده بود و از ترس میلرزید اونهم بعد از 2روز اون دختر با انگشت خونرو نشون میداد پلمب شکسته شد و در کمال تاثر جسد 2 دختر بیچاره پیدا شد و علت مرگ هر دو سکته انی ومرگ انی بود چشمانه هر 2 باز و به یک نقطه خیره شده بودودختر سوم که زنده مونده بود 4 روز بعد خودکشی کرد تا این غصه تلخ پایان تلخ تری داشته باشه بعد از این ماجرا اطراف اون خونه تخلیه وتوسط پلیس اونهم از راه دور بشدت کنترل میشه و هیچ کس حق نزدیک شدن به این خونه رو نداره.

این داستان کاملا واقعی است بهتون پیشنهاد میکنم برید این روستای زیبارو ببینید ولی نزدیک این خونه نشید اما برای کسانی که به ارواح اعتقاد ندارن پیشنهاد میکنم این روستارو از نزدیک ببینن نظرشون حتما عوض میشه .
نوشته شده در شنبه سوم مهر ۱۳۸۹ساعت 10:7 توسط int main| |

Design By : Night Melody