آنکه پشت در نشسته از همه عاشق تر است

Sitting in the back of all love is more

 

امروز رفته بودم دانشگاه. برگشتني با دوستم علي جون  منتظر اتوبو س شرکت واحد بوديم که بريم ترمينال که  يه  مهندس رشته عمران که ماشينش سوزوکي بود ما رو سوار کرد بعد در مورد دوران دانشجويي خودش در سال 1370 بود ميگفت  وگفت  ليسانس پرستاري  هم دارم ولي  امدم رشته عمران  هم خوندم

و بعد رسيديم   به ترمينال   سوار اتوبوس تهران شديم  اکثر دانشجوها ترم اولي بودنند و  کارشناسي الکترونيک مي خوندند بچه هاي خوبي بودنند  خيلي خوش گذشت و به من وبقيه گير دادند که برقصيد به جزء  دخترا البته راننده عصباني شد

خيلي خوش گذشت اخرش يکي از  پسره  به من گفت شما کارشناسي ارشد ميخواني من هم با علي جون  خنديديم  تو راه کلي شعر خونديدم از يه توپ دارم يه قلقلي تا اي ايران يکي از بچه ها گفت سياسي نکنيد قضيه رو  خيلي بچه هاي  باحالي بودند بعد با علي جون در مورد ترم هاي که گذشته حرف ميزديم امروز کلي خوب بود و يه خاطره شد همين ..............

 

نوشته شده در سه شنبه بیستم مهر ۱۳۸۹ساعت 23:16 توسط int main| |

Design By : Night Melody