آنکه پشت در نشسته از همه عاشق تر است

Sitting in the back of all love is more

 

 

سلام به دوستان گلم این هم عکس برنامه رادیو ۷ 

 درتاریخ ۲۹  آبان ۱۳۸۹

با حضور داداش گلم سید علی ضیاء

                                           

نوشته شده در یکشنبه سی ام آبان ۱۳۸۹ساعت 1:34 توسط int main| |

 

تمام مزرعه از خوشه هاي گندم پر

وهيچ دست تمنا

دريغ سنبله ها را درو نخواهد کرد

دروگران همه پيش از درو

درو شده اند

                        (حميد مصدق)

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم آبان ۱۳۸۹ساعت 13:27 توسط int main| |

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۸۹ساعت 13:47 توسط int main| |

مژده                  مژده

سلام به دوستان

دوستان میتوانند داداش علی گلم رو در رادیو۷ دانلود

کنند هم اینجا چرا مصطلی کلیک کن

(نظر یادت نظر)

لینک مستقیم رادیو7

لينك مستقيم با نام اصلي فايل رادیو7

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۸۹ساعت 14:31 توسط int main| |

 

نوشته شده در جمعه بیست و یکم آبان ۱۳۸۹ساعت 19:20 توسط int main| |

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم آبان ۱۳۸۹ساعت 13:27 توسط int main| |

 

این هم بازی دوستانه هنرمندان با پیشکسوتان

۱۳۸۹.۸.۱۴ باحضور گلزار ،حميد خندان، حميد کاشاني

اقا سید علی ضیا گل و..............

یاعلی

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم آبان ۱۳۸۹ساعت 1:33 توسط int main| |

 

 

کیلپ برای داداش گلم سید علی ضیا

نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم آبان ۱۳۸۹ساعت 16:9 توسط int main| |

مناسبات حاكم بر جامعه و ساختار قدرت، موجب می شود یك دربان ساده بانك كه با این مناسبات درگیر است و با اهل آن دوران در محیط دربار و جامعه شهری اجباراً زندگی می كند، باید انواع آزارها و جفاهای محیط را انتظار كشیده و قادر به ایجاد ارتباط نیست. هزاران بلا و مصیبت را تحمل می كند و سعی دارد از بروز برخی فجایع مانند كشته شدن جعفر برمكی به دست مسرور جلوگیری كند ولی ناتوان است و تنها مجبور است خود را برابر حوادث حفظ كند.
داستان مجموعه تلویزیونی «قهوه تلخ» در واقع تقلید از قصه ای است كه برای اولین بار در سال 1337 در مجله اطلاعات جوانان و بار دوم در سال 1350 در مجله فردوسی با عنوان «ماشاءالله خان در بارگاه هارون الرشید» به چاپ رسید و در سال 1354 به صورت كتابی با همین عنوان به قلم «ا.پ.آشنا» یا همان «ایرج پزشك زاد» (متولد 1306) منتشر شد.

به گزارش خبرآنلاین؛ در مقدمه این داستان نویسنده ابتدا به مفهوم سیر و سفر در زمان گذشته و اینكه این سفر همیشه جنبه رؤیایی برای بشر داشته، پرداخته و آرزوی انسان برای داشتن علم و اطلاع به توانایی خود و كمبودهای دوران قدیم كه بتواند به میان آدم های قرون گذشته بازگشته و برتری های خود را به رخ آنها بكشد و تفریح كند، صحبت كند.

نویسنده این تفریح و تفرج در گذشته را موضوع بسیاری از آثار تخیلی نویسندگان جهان و حتی سوژه بسیاری از فیلم های سینمایی دانسته و در این داستان شخصیتی به نام ماشاءالله خان را تصویر می كند كه دربان بانك است و تحت تأثیر كتب تاریخی و به ویژه داستان های دوران هارون الرشید قرار دارد و اطرافیان را براساس برخوردی كه با وی دارند، در قالب شخصیت های آن دوران می بیند.

در میان آن كتاب ها «عباسه و جعفر برمكی» و «امین و مأمون» اثر «جرجی زیدان» قرار دارند كه به داستان ها و حوادث دربار خلیفه می پردازند. ماشاءالله آرزو می كند كه كاش در دوران خلیفه بغداد به دنیا آمده بود و زندگی می كرد. تا آنكه روزی در خیابان با دیدن تابلوی پارچه ای در كنار در ورودی یك خانه محقر توجهش جلب می شود. در این نوشته نام احمد سورخان یك مرتاض هندی اعلام شده كه آینده و گذشته را پیش بینی می كند. ماشاءالله از او می خواهد روح وی را به دوران هارون الرشید ببرد و مرد مرتاض با روشن كردن شمع های رنگارنگ و حركاتی او را به قرن دوم هجری می برد.

از همین جاست كه داستان و حوادث قصه شروع می شود و وی خود را در شهر بغداد و كنار رود دجله می بیند و متوجه می شود در دوران هارون الرشید قرار دارد.

در این داستان ساختار سیاست و قدرت در نظام خلفای عباسی با زبان قصه مورد نقد و بررسی قرار می گیرد. ویژگی های فرهنگی و اجتماعی به صورت عریان مطرح می شود. خشونت و سبعیت آن دوران در قالب فردی مانند «مسرور» كه جلاد دربار هارون الرشید است، نشان داده می شود و انتقادی گزنده است و البته داستان جنبه خنده آوری نیز دارد و تلخی های محیط به شیوه شیرین مطرح می شود.

مناسبات حاكم بر جامعه و ساختار قدرت، موجب می شود یك دربان ساده بانك كه با این مناسبات درگیر است و با اهل آن دوران در محیط دربار و جامعه شهری اجباراً زندگی می كند، باید انواع آزارها و جفاهای محیط را انتظار كشیده و قادر به ایجاد ارتباط نیست. هزاران بلا و مصیبت را تحمل می كند و سعی دارد از بروز برخی فجایع مانند كشته شدن جعفر برمكی به دست مسرور جلوگیری كند ولی ناتوان است و تنها مجبور است خود را برابر حوادث حفظ كند.

در پایان داستان از این رؤیای كابوس گونه بیدار شده و جان به در می برد ولی نشانه آن دوران كه انگشتری بسیار گرانبها و بزرگ است را در دست دارد و همین موجب شهرت او و جلب توجه اطرافیانش در بانك می شود و عده ای قصد دارند از موقعیت او به نفع خود بهره برداری كنند.

به هر حال باید تا پایان مجموعه «قهوه تلخ» كه داستان آن به طور كامل بیان می شود منتظر ماند و آنگاه آن را بیشتر مورد بحث قرار داد.

نوشته شده در شنبه هشتم آبان ۱۳۸۹ساعت 13:6 توسط int main| |

شیث رضایی : از لواسان هم رد نشدم  
من نمی دانم چه مهمانی ای رفته ام که خودم هم خبر ندارم،از لواسان که رد نشده بودم هیچ ،بلکه به مهمانی شبانه نیز نرفته ام.



شیث رضایی،در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران در خصوص شایعاتی که پیرامون دستگیری برخی از بازیکنان فوتبال در مهمانی شبانه که یکی از آنها(ش.ر) است می گوید:«من حتی در عروسی برادرم هم شرکت نکردم تا مشکلی برایم پیش نیاید،ولی نمی دانم این حرف و حدیث ها از کجا می آید.باید بگویم که من آن (ش.ر )معروف نیستم. از کسی ترسی ندارم.باز هم می گویم بازیکن که همه از آن حرف می زنند،من نیستم.»

رضایی این را می گوید و ادامه می دهد:« من نمی دانستم که پاسخ دادن به تشویق هواداران باعث تحریک تماشاگران می شود،قبول دارم که این کار من باعث بی احترامی به تماشاگران شد،دیگر به تشویق پاسخ نمی دهم.من با کسی مشکلی ندارم و تیمم را دوست دارم؛بالاترین مشکل فوتبالیم در زمان قطبی بود که با انداختن گل به گردن وی حل شد،بعد از بازی مقابل استقلال 10روز به من مرخصی دادند و من هم قبول کردم.نمی دانم آیا این مرخصی بیشتر از دو روز طول می کشد یا نه اما به نظر علی آقا احترام می گذارم.»
شیث در پایان به شایعه کم کاری اش در بازی با استقلال اشاره می کند و می گوید:« بحث این حرفها نیست.این وصله ها به من نمی چسبد. همه مرا می شناسند.باورتان می شود که من اگر کم کاری کنم،باز هم من را به عنوان یکی از بهترین بازیکنان داربی بشناسند.»
نوشته شده در شنبه هشتم آبان ۱۳۸۹ساعت 13:4 توسط int main| |

سلام به همه
این خبرو تو یکی از سایتا خوندم گفتم بزارم شما هم بدونید منبعش موثقه روزنامه شم موجوده
حساب شده اگه فقط تبلیغات بین قهوه تلخ اگه از تلویزیون پخش میشد چیزی حدود 60 میلیارد تومن گیر صدا و سیما میومد که این مبلغ روز به روز در حال افزایشه و حساب شده اگه همینطور فروش کنه حدودا 120 میلیارد تومن گیر مهران مدیری و شرکت پخش اون میاد./



اینم روزنامه ی دولتی , منبع موثق


نوشته شده در جمعه هفتم آبان ۱۳۸۹ساعت 15:13 توسط int main| |

نوشته شده در پنجشنبه ششم آبان ۱۳۸۹ساعت 16:52 توسط int main| |

 

نوشته شده در پنجشنبه ششم آبان ۱۳۸۹ساعت 16:36 توسط int main| |

نوشته شده در پنجشنبه ششم آبان ۱۳۸۹ساعت 0:11 توسط int main| |

نوشته شده در چهارشنبه پنجم آبان ۱۳۸۹ساعت 0:44 توسط int main| |

http://img.online-dl.com/images/i3274_mohamamd.jpg

نوشته شده در چهارشنبه پنجم آبان ۱۳۸۹ساعت 0:22 توسط int main| |

نوشته شده در چهارشنبه پنجم آبان ۱۳۸۹ساعت 0:10 توسط int main| |

z9578_ali.jpg
نوشته شده در سه شنبه چهارم آبان ۱۳۸۹ساعت 0:26 توسط int main| |
















 
نوشته شده در دوشنبه سوم آبان ۱۳۸۹ساعت 14:44 توسط int main| |

Design By : Night Melody