آنکه پشت در نشسته از همه عاشق تر است
Sitting in the back of all love is more
تو نزدیکی که ماهی ها به سمت خونه برگشتن
به عشقت راه دریا رو بازم وارونه برگشتن
تو این دنیا یه آدم هست که دنیاشو تو می بینه
کسی که پای هفت سینت یه عمر سیب می چینه
کنار سبزه و سکه کنار آب و آیینه
تموم لحظه های شب سکوتت هفتمین سینه
تو هم درگیر تشویشی مثه حالی که من دارم
برای دیدنت امشب تموم سال بیدارم
هوای خونه برگشته تموم جاده بارونه
یه حسی تو دلم میگه تو نزدیکی به این خونه
هوای خونه برگشته تموم جاده بارونه
یه حسی تو دلم میگه تو نزدیکی به این خونه
کنار سبزه و سکه کنار آب و آیینه
تموم لحظه های شب سکوتت هفتمین سینه
تو هم درگیر تشویشی مثه حالی که من دارم
برای دیدنت امشب تموم سال بیدارم
تو نزدیکی که ماهی ها به سمت خونه برگشتن
به عشقت راه دریا رو بازم وارونه برگشتن
تو این دنیا یه آدم هست که دنیاشو تو می بینه
کسی که پای هفت سینت یه عمر سیب می چینه
هوای خونه برگشته تموم جاده بارونه
یه حسی تو دلم می گه تو نزدیکی به این خونه
هوای خونه برگشته تموم جاده بارونه
یه حسی تو دلم می گه تو نزدیکی به این خونه
هوای خونه برگشته تموم جاده بارونه
یه حسی تو دلم می گه تو نزدیکی به این خونه
تو هم درگیر تشویشی مثه حالی که من دارم
برای دیدنت امشب تمام سال بیدارم
ادامه مطلب
وای باران باران!
شیشه پنجره را باران شست؛
از دل من اما،
چه کسی نقش تو را خواهد شست؟
عین بودن توی خونه،میشینی تو دل بارون
همدم خستگیامی،نشو همرنگ زمستون
لب تو وقتی می خنده میشکفه بغض نجابت
نجیب قشنگ بارون تو می دی بوی صداقت
یه روزی میای که از گل واسه من خونه بسازی
به غزلهای نخونده، به صدای پام بنازی
راستی اون روز که بیای من مشتی از ترانه میشم
یه غزل رنگ بهارون،یه صدای تازه میشم
ضمن اینکه دیگه واژه های بی رنگ تو و من
می شکنن تو دل یک ما موقع به هم رسیدن
از حالا تا خود اون روز،می مونم کنار دستات
نبینم بارونی باز ابرای قشنگ چشماتش

مینویسم...
همیشه پیشم بمان
مینویسی...
همیشه!!!.....همیشه؟؟؟؟
و بلند بلند میخندی
تو میخوابی
و من
تمام شب
رفتن تو را به بدترین شکل یک کابوس خواب میبینم
ادامه مطلب
به توکل نام اعظمت
سفر نامه زیارتی و سیاحتی و همبستگی آخرت
لطفا" فرم زیر را تکمیل فرمائید:
|
نام خانوادگی: آدمی زاده نام: انسان نام پدر:آدم نام مادر:حوا لقب :اشرف مخلوقات نژاد: خاکی صادره از : دنیا مقصد : آخرت ساعت پرواز: هر وقت که خدا صلاح بداند مکان : بهشت (اگر نشد،جهنم) |
وسایل مورد نیاز:
1-دو متر پارچه سفید 2-ولایت ائمه اطهار (علیه السلام)
3-امر به معروف و نهی از منکر 4-دعای پدر و مادر و مومنین
5-عمل نیک 6 -اعمال صالح ،تقوا ،ایمان
7-انجام واجبات 8-نماز اول وقت
*(*(توجه توجه)*)*
1-از آوردن بار اضافی از قبیل حق الناس ،غیبت و غیره خودداری کنید.
2-خواهشمند است جهت رفاه حال خود، خمس، زکات را قبل از پرواز پرادخت نمائید.
3-از آوردن ثروت،مقام،منزل،ماشین،تکبر،غرور،حتی داخل فرودگاه خودداری کنید.
4-حتما" قبل از حرکت به بستگان خود توضیح دهید تا از آوردن دسته گل های سنگین و سنگ قبرهای تجملاتی و دوربین فیلمبرداری و مراسم پر خرج خودداری نمائید و دسنه گل های نامشروع برای شما ارسال ننمایند.
5-جهت یادگاری قبل از پرواز اموال خود را بین فرزندان تقسیم کرده تا باعث اضطراب شما نگردد.
*برای کسب اصلاعات بیشتر به قرآن و سنت پیامبر(ص) مراجعه فرمائید.
تماس و مشاوره به صورت شبانه روزی و رایگان ، مستقیم و بدون وقت قبلی می باشد. در صورت برخورد با مشکل ، قبل از پرواز با شماره های زیر تماس حاصل فرمائید.
*آیه 186 سوره بقره * آیه 40 سوره نساء * آیه 129 سوره توبه
* آیه 100 سوره اعراف * آیه 72 سوره طلاق
سرپرست کاروان : حضرت عزرایل
تهیه و تنظیم : سرنوشت الهی

پانا: مدیر برنامههای «حبیب محبیان» در ایران، اوایل هفته جاری با اخذ و تائید «شماره کتابخانه ملی» برای آلبوم این خواننده، آخرین مرحله از مسیر کسب مجوزهای دفتر موسیقی وزارت ارشاد را طی کرد و پیش بینی میشود پس از ایام سوگواری محرم این آلبوم در بازار موسیقی کشور منتشر شود.
اخذ شماره کتابخانه ملی آخرین مرحله کسب مجوز آلبومهای مجاز داخلی است که پس از این مرحله، مجوز پخش به امضا و تائید نهایی واحد حراست دفتر موسیقی ارشاد میرسد و صادر میشود.
یادآور میشود حبیب بیش از یک سال و نیم است که در یکی از شهرهای شمال کشور اقامت دارد و در تمام این مدت در حال گذران زندگی است.
از یک سال پیش هم پسرش «محمد» به دلیل بیماری به ایران آمد و پس از انجام یک عمل جراحی موفقیت آمیز در یکی از بیمارستانهای معروف و کسب سلامتی، این دو مشغول نهایی کردن آخرین قسمتهای آلبوم در ایران شدند.
حبیب همچنین دو ویدئو کلیپ را هم در جاده قم و بر سر مزار مادرش (در حال خواندن ترانه معروف «مادر») ضبط کرده که همزمان با انتشار آلبوماش قرار است آنها را نیز منتشر کند.
سلام به همه دوستان خوبم در مراسم امام حسین همه رو دعا کنید برای
من هم خیلی خیلی دعا کنید مشکلاتم حل شه
(همیشه حسینی باشید)

ادامه مطلب
ما معتقدیم که " عصرِ ارتباطات " نام ِ دروغینی بیش نیست
مثل همان پدر و مادرهایی که دخترهای سبزه خود را " سپیده " مینامند
و پسرهای کچل خود را " زلف علی "
و سندرمِ داون دارهای خود را " فهیم و فهمیه " میخوانند
سیاستمداران و مدیران و بزرگان بشریت هم به دروغ این عصر را " عصر ارتباطات " مینامند!
... این عصر ، عصر " تنهایی و در خود فرو رفتن " است !
اینکه در جیب همه ،
از سوپور 80 ساله محله ما تا بچه های 5 ساله مهد کودکی یک تلفن همراه است
دلیلی بر با هم بودن آدم ها نیست
تلفن همراه خیانت به بشریت بود!
هیچ کس یک ظهردلگیرِ جمعه که دلت دارد از سینه در می آید
و خفه شدی از بی هم صحبتی
به تو زنگ نمیزند و نمیپرسد " حالت خوب است ؟ "
هیچ کس تو را به نوشیدن
قهوه های بیمزه
و یا خوردن کیک های خوشمزه
و یا حرف زدن عوت نمیکند!
هیچ کس نمیگوید بیا با هم برویم جاده چالوس و کباب و ماهی قزل آلا بخوریم
هیچ کس تو را به پیاده روی دعوت نمیکند
هیچ کس حتی تنهایی اش را با تو سهیم نمیشود
عصر ِ ارتباطات فریب است
0_1 نیست
توپولوژی خط .ستاره .حلقوی
وجود نداره
هاب و سوییچ هم وجود نداره
حرفش هست فرزاد خان حسني پاییز برنامه داشته باشند دوستان
به حمایت مردمی احتیاج داره تا دوباره در دقيقه 90 اعصابمون نريزه بهم قطعا
اگه همت کنيم و زنگ بزنيم به شبکه اون اتفاق خوبه ميوفته
به ياد همه ي اجراهاشون تو کوله پشتي
پس زنگ ميزنيم ديگه
شماره تماس با روابط عمومی شبکه سه سیما
تلفن گویا : 22021901 - 22021955
22055025 - 22168395 - 22055717
نمابر : 22051579
پیام کوتاه : 300003
پست الکترونیکی : sima3@irib.ir
صندوق پستی : 3334- 19395
آدرس : تهران - انتهای خیابان آفریقا - خیابان گلخانه - پلاک 12

روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل، متوجه
میشود که هتل به کامپیوتر و بالاخره به اینترنت مجهز است.
تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند.
نامه را مینویسد اما در تایپ آدرس دچار اشتباه میشود
و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد.
در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی،
زنی که تازه از مراسم خاکسپاری همسرش به خانه باز گشته
بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا آشنایان
داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند.
اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد.
پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود
و مادرش را نقش بر زمین می بیند و در همان حال چشمش به
صفحه مانیتور می افتد که در ایمیل نوشته بود :
گیرنده : همسر عزیزم
موضوع : من رسیدم
میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی.
راستش آنها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا میاد میتونه برای
عزیزانش نامه بفرسته. من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم.
همه چیز برای ورود تو رو به راهه. فردا می بینمت.
امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه ...
کودکی به مامانش گفت، من واسه تولدم دوچرخه می خوام. بابی پسر خیلی شری بود. همیشه اذیت می کرد. مامانش بهش گفت آیا حقته که این دوچرخه رو برات بگیریم واسه تولدت؟
بابی گفت، آره. مامانش بهش گفت، برو تو اتاق خودت و یه نامه برای خدا بنویس و ازش بخواه به خاطر کارای خوبی که انجام دادی بهت یه دوچرخه بده
نامه شماره یک
سلام خدای عزیز
اسم من بابی هست. من یک پسر خیلی خوبی بودم و حالا ازت می خوام که یه دوچرخه بهم بدی
دوستار تو
بابی
بابی کمی فکر کرد و دید که این نامه چون دروغه کارساز نیست و دوچرخه ای گیرش نمی یاد. برا همین نامه رو پاره کرد.
نامه شماره دو
سلام خدا
اسم من بابیه و من همیشه سعی کردم که پسر خوبی باشم. لطفاً واسه
تولدم یه دوچرخه بهم بده.
بابی
اما بابی یه کمی فکر کرد و دید که این نامه هم جواب نمی ده واسه همین
پارش کرد.
نامه شماره سه
سلام خدا
اسم من بابی هست. درسته که من بچه خوبی نبودم ولی اگه واسه تولدم
یه دوچرخه بهم بدی قول می دم که بچه خوبی باشم.
بابی
بابی کمی فکر کرد و با خودش گفت که شاید این نامه هم جواب نده. واسه
همین پارش کرد. تو فکر فرو رفت. رفت به مامانش گفت که می خوام برم
کلیسا. مامانش دید که کلکش کار ساز بوده، بهش گفت خوب برو ولی قبل
از شام خونه باش.
بابی رفت کلیسا. یکمی نشست وقتی دید هیچ کسی اونجا نیست، پرید و
مجسمه مادر مقدس رو کش رفت ( دزديد ) و از کلیسا فرار کرد
بعدش مستقیم رفت تو اتاقش و نامه جدیدش رو نوشت.
نامه شماره چهار
سلام خدا
مامانت پیش منه. اگه می خواییش واسه تولدم یه دوچرخه بهم بده
...بابی
| Design By : Night Melody |
