آنکه پشت در نشسته از همه عاشق تر است

Sitting in the back of all love is more

دختر خسته دهقان از راه ******** آمدوبر سرسنگی بنشست

 

ناله ای کرد وپس از  آهی چند*******کوزه را زد به سر سنگ وشکست

 

 

عشق وناکامی خود را می دید**********گریه میکرد برای دل خویش

 

کودکی بود ولی از غم عشق ***********در دلش بود هزاران تشویش

 

 

اشک خونین که بر آن سنگ  فشا ند******** در دل سنگ فرو رفت و نشست

 

سالها بعد یکی از دل شنگ ***********قطعه ای لعل بیاورد به دست

 

 

باز هم در طلب لعل ثمین*************هر طرف جست که اینجا کان است

 

و ندانست که این قطه لعل ***********اشک  آن دخترک دهقان است

 

 

 

                                                                ((جیمزدین))

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۸۵ساعت 20:24 توسط int main| |

Design By : Night Melody